پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۷

کسی نماز در آیین ما درست کند

که مهر سجده از آن خاک پا درست کند

نمی‌شوند بتان ملتفت به حال کسی

دل شکستهٔ ما را خدا درست کند

نمی‌شود به گل و خار بند دامانش

کسی که عزم سفر چون صبا درست کند

گدای کوی خرابات پادشاه بود

ز لای می عمل کیمیا درست کند

مکن حقارت درویش دل شکسته مکن

هزار کار به دست دعا درست کند

شکسته‌خاطر و آشفته من زهی انصاف

که شانه ربط به زلف شما درست کند

دل شکسته به کویش فتاده است بسی

کرا شکسته گذارد کرا درست کند

قبای ایمان بر قد آن کس آمد راست

که اعتقاد به آل عبا درست کند

به من چو عهد وفا بست یار دل می‌گفت

چه‌ها به جان تو این عهد نادرست کند

به زندگی نشدم معتکف به میخانه

فلک خمی مگر از خاک ما درست کند

به تیغ خود الف راست بر دلم ننوشت

بگو بغمزه که مشق جفا درست کند

اگر به یار رسی واقف این‌قدر گویی

به من دهد دل بشکسته یا درست کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۹اشک من صد محله ویران کرد
  2. شمارهٔ ۳۹۰به کشور دل من تا غم تو والی شد
  3. شمارهٔ ۳۹۱تیرش ز دل غیر خطا شد چه به‌جا شد
  4. شمارهٔ ۳۹۲وه که در دست من بی‌سر و سامان افتاد
  5. شمارهٔ ۳۹۳کسی معنی حسن فهمیده باشد
  6. شمارهٔ ۳۹۴از صبا بوی یار می‌آید
  7. شمارهٔ ۳۹۵ازان ز تیغ تو عاشق امان نمی‌خواهد
  8. شمارهٔ ۳۹۶بر سر کویش گذاری داشتم نگذاشتند
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.