پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۴

از جوش گریه شورش جیحون نمونه‌ای است

وز دور هجر گردش گردون نمونه‌ای است

دیگر مپرس صورت احوال ضعف من

این پیکر گداخته مجنون نمونه‌ای است

گاهی که راه من سوی گلزار می‌فتد

بینم به غنچه کز دل پرخون نمونه‌ای است

ای طالبان حکمت اشراق مژده‌ای

هر خم به میکده به فلاطون نمونه‌ای است

واقف که کرده این همه سنجیده گو تو را

هر مصرع تو زان قد موزون نمونه‌ای است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۶محبت دوستی مهر و وفا سوخت
  2. شمارهٔ ۲۸۷دلم را یار از جو و جفا سوخت
  3. شمارهٔ ۲۸۸چون پیر گشته‌ام غزل عاشقانه چیست
  4. شمارهٔ ۲۸۹یار بد خو به جبهه چین زد و رفت
  5. شمارهٔ ۲۹۰جلوهٔ حسن در نقابم سوخت
  6. شمارهٔ ۲۹۱به خون نشانده مرا دلبری که نتوان گفت
  7. شمارهٔ ۲۹۲ای زاهد اگرت سبحهٔ صددانه ضرور است
  8. شمارهٔ ۲۹۳نتوان ز خود به همرهی این و آن گذشت
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.