پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۵

دلبر لعل قبا را عشق است

خونی طاقت ما را عشق است

عشق شد سوی توام راهنما

هادی راهنما را عشق است

ناله بر تربت مجنون کردم

آمد آواز صدا را عشق است

خشک لب مرد نخورد آب بقا

تشنهٔ تیغ بقا را عشق است

عاشقان را رسد از غیب ندا

ایها القوم شما را عشق است

دوست از جور و جفا کشت مرا

دشمن مهر و وفا را عشق است

هیچ پروای گل و خارش نیست

عاشق بی‌سروپا را عشق است

کاهش جان مرا کرد علاج

بادهٔ روح‌فزا را عشق است

سرخ‌رو گشت به میدان وفا

کشتهٔ تیغ جفا را عشق است

روی او دیده و دل راست بهشت

حسن آن حور لقا را عشق است

کرد طی وادی پر خار جنون

واقف برهنه‌ پا را عشق است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۷جز منت عاشق فدایی نیست
  2. شمارهٔ ۱۹۸بعد ازینم مده آزار گذشت آنچه گذشت
  3. شمارهٔ ۱۹۹به طفلی در دبستان محبت
  4. شمارهٔ ۲۰۰در شب وصل ز اندیشهٔ هجرانم سوخت
  5. شمارهٔ ۲۰۱نمی‌ترسد اگر زان فتنه قامت
  6. شمارهٔ ۲۰۲گر نباشد وعدهٔ دیدار فردا در بهشت
  7. شمارهٔ ۲۰۳با تو من هشیار نتوانم نشست
  8. شمارهٔ ۲۰۴دوش بر حالم چو گل آن بی‌وفا خندید و رفت
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.