پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

هنوز عاشقی‌و دلرباییی نشدست

هنوز زوری و زور آزماییی نشدست

هنوز نیست مشخص که دل چه پیش کسیست

هنوز مبحث قید و رهاییی نشدست

دل ایستاده به دریوزهٔ کرشمه، ولی

هنوز فرصت عرض گداییی نشدست

ز اختلاط تو امروز یافتم سد چیز

عجب که داعیهٔ بیوفاییی نشدست

همین تواضع عام است حسن را با عشق

میان ناز و نیاز آشنایی نشدست

نگه ذخیرهٔ دیدار گو بنه امروز

که هست فرصت و طرح جداییی نشدست

هنوز اول عشق است صبر کن وحشی

مجال رشکی و غیرت فزاییی نشدست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹خوش صیدِ غافلی به سر تیر آمده‌ست
  2. شمارهٔ ۶۰ناتوان موری به پابوس سلیمان آمدست
  3. شمارهٔ ۶۱از تو همین تواضع عامی مرا بس است
  4. شمارهٔ ۶۲آنکه بی ما دید بزم عیش و در عشرت نشست
  5. شمارهٔ ۶۳خود رنجم و خود صلح کنم عادتم اینست
  6. شمارهٔ ۶۴آنکس که مرا از نظر انداخته اینست
  7. شمارهٔ ۶۵ای مدعی از طعن تو ما را چه ملالست
  8. شمارهٔ ۶۶مشورت با غمزه چشمت را پیِ تسخیرِ کیست
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.