پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶

از نظر افتادهٔ یاریم مدت‌ها شدست

زخم‌های تیغ استغنا جراحت‌ها شدست

پیش ازین با ما دلی زآیینه بودش صاف‌تر

آهی از ما سر زدست و این کدورت‌ها شدست

چشم من گستاخ بین، آن خوی نازک زودرنج

تا نگاهم آن طرف افتاده صحبت‌ها شدست

بر سر این کین همه خواری چرا باید کشید

با دل بی‌درد خود ما را خصومت‌ها شدست

زین طرف وحشی یکی سد گشته پیوند امید

گرچه زان جانب به کلی قطع نسبت‌ها شدست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸بازم زبان شکر به جنبش درآمدست
  2. شمارهٔ ۵۹خوش صیدِ غافلی به سر تیر آمده‌ست
  3. شمارهٔ ۶۰ناتوان موری به پابوس سلیمان آمدست
  4. شمارهٔ ۶۱از تو همین تواضع عامی مرا بس است
  5. شمارهٔ ۶۲آنکه بی ما دید بزم عیش و در عشرت نشست
  6. شمارهٔ ۶۳خود رنجم و خود صلح کنم عادتم اینست
  7. شمارهٔ ۶۴آنکس که مرا از نظر انداخته اینست
  8. شمارهٔ ۶۵ای مدعی از طعن تو ما را چه ملالست
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.