پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۵

تازه شد آوازهٔ خوبی ، گلستان ترا

نغمه سنج نو، مبارک باد، بستان ترا

خوان زیبایی به نعمتهای ناز آراست، حسن

نعمت این خوان گوارا باد مهمان ترا

مدعی خوش کرد محکم در میان دامان سعی

فرصتش بادا که گیرد سخت دامان ترا

باد، پیمان تو با اغیار یارب استوار

گرچه امکان درستی نیست پیمان ترا

صد چو وحشی بستهٔ زنجیر عشقت شد ز نو

بعد از این گنجایش ما نیست زندان ترا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷طی زمان کن ای فلک ، مژدهٔ وصل یار را
  2. شمارهٔ ۸خیز و به ناز جلوه ده قامت دلنواز را
  3. شمارهٔ ۹نرخ بالا کن متاع غمزهٔ غماز را
  4. شمارهٔ ۱۰نبود طلوع از برج ما، آن ماه مهر افروز را
  5. شمارهٔ ۱۱بار فراق بستم و ، جز پای خویش را
  6. شمارهٔ ۱۲عزت مبردر کار دل این لطف بیش از پیش را
  7. شمارهٔ ۱۳منع مهر غیر نتوان کرد یار خویش را
  8. شمارهٔ ۱۴چیست قصد خون من آن ترک کافر کیش را
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.