پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۲

ز عشق من به تو اغیار بدگمان شده‌اند

کرشمه‌های نهان را نگاهبان شده‌اند

حمایتی که حریفان بزم در بد من

تمام متفق و جمله همزبان شده‌اند

عجب که بادهٔ رشکی نمی‌رود در جام

که سخت مجلسیان تو سرگران شده‌اند

رقابت است که چون در دلی به کینه نشست

کسی ندید که من بعد مهربان شده‌اند

همه برای تو دارند نکته‌ها وحشی

جماعتی ز حریفان که نکته دان شده‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۴سرت از غرور خوبی به کسی فرو نیاید
  2. شمارهٔ ۲۱۵روزها شد تا کسم پیرامن این در ندید
  3. شمارهٔ ۲۱۶تو خون به کاسهٔ من کن که غیرتاب ندارد
  4. شمارهٔ ۲۱۷به لب بگوی که آن خندهٔ نهان نکند
  5. شمارهٔ ۲۱۸چرا ستمگر من با کسی جفا نکند
  6. شمارهٔ ۲۱۹پرسیدن حال دل ریشم بگذارید
  7. شمارهٔ ۲۲۰آیین دستگیری ز اهل جهان نیاید
  8. شمارهٔ ۲۲۱که جان برد اگر آن مست سرگران بدرآید
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.