پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

بر قول مدعی مکش ای فتنه‌گر مرا

گر می‌کشی بکش به گناه دگر مرا

پیشت به قدر غیر مرا اعتبار نیست

بی اعتبار کرده فلک این‌قَدَر مرا

شوقم چنان فزود که هرگه نهان شوی

باید دوید بر سر صد رهگذر مرا

برگردنم ز تیغ تو صد بار منت است

زیرا که وارهاند ز صد دردسر مرا

وحشی صفت ز عیب کسان دیده بسته‌ام

ای عیبجو برو که بس است این هنر مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹خانه پر بود از متاع صبر این دیوانه را
  2. شمارهٔ ۲۰ساکن گلخن شدم تا صاف کردم سینه را
  3. شمارهٔ ۲۱کس نزد هرگز در غمخانهٔ اهل وفا
  4. شمارهٔ ۲۲صد حیف از محبت بیش از قیاس ما
  5. شمارهٔ ۲۳بسیار گرم پیش منه در هلاک ما
  6. شمارهٔ ۲۴از کاه ، کهربا بگریزد به بخت ما
  7. شمارهٔ ۲۵ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ما
  8. شمارهٔ ۲۶دلم را بود از آن پیمان‌گسل امید یاری‌ها
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.