پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

صد حیف از محبت بیش از قیاس ما

با بیوفای حق وفا ناشناس ما

بودی به راه سیل بسی به که راه او

طرح بنای عشق محبت اساس ما

عیبش کنند ناگه و باشد به جای خویش

گو دور دار اطلس خویش از پلاس ما

ما را به دست رشک مده خود بکش به جور

اینست از مروت تو التماس ما

کفران نعمتش سبب قطع وصل شد

زینش بتر سزاست دل ناسپاس ما

ترسم که نایدش به نظر بند پاره نیز

دارد اگر نگاه تو زینگونه پاس ما

وحشی ازین عزا بدرآییم ، تا به کی

باشد کهن پلاس مصیبت لباس ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴از کاه ، کهربا بگریزد به بخت ما
  2. شمارهٔ ۲۵ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ما
  3. شمارهٔ ۲۶دلم را بود از آن پیمان‌گسل امید یاری‌ها
  4. شمارهٔ ۲۷پاک ساز از غیر دل ، وز خود تهی شو چون حباب
  5. شمارهٔ ۲۸قصهٔ می خوردن شبها و گشت ماهتاب
  6. شمارهٔ ۲۹شد یار به اغیار دل آزار مصاحب
  7. شمارهٔ ۳۰گهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا رب
  8. شمارهٔ ۳۱مژدهٔ وصل توام ساخته بیتاب امشب
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.