پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳

بسیار گرم پیش منه در هلاک ما

اندیشه کن ز حال دل دردناک ما

زهر ندامتی‌ست که بردیم زیر خاک

این سبزه‌ای که سر زده از روی خاک ما

مغرور حسن خود مشو و قصد ما مکن

کاین حسن تست از اثر عشق پاک ما

بیرون دویده‌ایم ز محنت سرای غم

معلوم می‌شود ز گریبان چاک ما

وحشی ریاض همت ما زان فزونتر است

کاوراق سبز چرخ شود برگ تاک ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ما
  2. شمارهٔ ۲۶دلم را بود از آن پیمان‌گسل امید یاری‌ها
  3. شمارهٔ ۲۷پاک ساز از غیر دل ، وز خود تهی شو چون حباب
  4. شمارهٔ ۲۸قصهٔ می خوردن شبها و گشت ماهتاب
  5. شمارهٔ ۲۹شد یار به اغیار دل آزار مصاحب
  6. شمارهٔ ۳۰گهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا رب
  7. شمارهٔ ۳۱مژدهٔ وصل توام ساخته بیتاب امشب
  8. شمارهٔ ۳۲ز شبهای دگر دارم تب غم بیشتر امشب
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.