پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

گهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا رب

چو شیدایی ببیند هیچ یاد ما کند یا رب

گرفتم کان مسافر نامه سوی من روان سازد

چسان قاصد من گمنام را پیدا کند یا رب

به آه و نالهٔ شبها اسیرم کرد و فارغ شد

چرا با تیره روز خود کسی اینها کند یا رب

به بازار جنون افتاد وحشی بی سر زلفش

بد افتادست کارش، ترک این سودا کند یا رب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲ز شبهای دگر دارم تب غم بیشتر امشب
  2. شمارهٔ ۳۳کسی خود جان نبرد از شیوهٔ چشم فسون‌سازت
  3. شمارهٔ ۳۴این زمان یارب مه محمل نشین من کجاست
  4. شمارهٔ ۳۵یاد او کردم ز جان صد آه درد آلود خاست
  5. شمارهٔ ۳۶لطفِ پنهانی او در حقِ من بسیار است
  6. شمارهٔ ۳۷در ره پر خطر عشق بتان بیم سر است
  7. شمارهٔ ۳۸بازم از نو خم ابروی کسی در نظر است
  8. شمارهٔ ۳۹تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.