پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

لطفِ پنهانی او در حقِ من بسیار است

گر به‌ظاهر سخنش نیست سخن بسیار است

فرصتِ دیدنِ گل آه که بسیار کم است

و آرزوی دلِ مرغانِ چمن بسیار است

دلِ من در هوسِ سروِ سمن رخساری ست

ورنه بر طرفِ چمن سرو و سمن بسیار است

یار ساقی شد و صد توبه به یک حیله شکست

حیله‌انگیزیِ آن عهدشکن بسیار است

وحشی از من مطلب صبر بسی در غمِ دوست

اندکی گر بودم صبر ز من بسیار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸بازم از نو خم ابروی کسی در نظر است
  2. شمارهٔ ۳۹تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است
  3. شمارهٔ ۴۰خوش است بزم ولی پر ز خائن راز است
  4. شمارهٔ ۴۱عتاب اگر چه همان در مقام خونریز است
  5. شمارهٔ ۴۲طراز سبزهٔ بر گلشن عذار خوش است
  6. شمارهٔ ۴۳خوار می‌کن ، زار می‌کش، منتت بر جان ماست
  7. شمارهٔ ۴۴امروز ناز عذر جفاهای رفته خواست
  8. شمارهٔ ۴۵یار ما بی رحم یاری بوده است
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.