پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

طراز سبزهٔ بر گلشن عذار خوش است

معین است که گلشن به نوبهار خوش است

چه خوش بود طرف روی یار از خط سبز

بلی چو سبزه دمد طرف لاله زار خوش است

اگر چه خوش نبود در نظر غبار ولی

گر از خط تو بود در نظر غبار خوش است

به بوی مشک جراحت شود فزون و مرا

جراحت دل از آن خط مشکبار خوش است

به یاد سبزه خطی گشت سبزه کن وحشی

که سبزه سرزده اطراف جویبار خوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴امروز ناز عذر جفاهای رفته خواست
  2. شمارهٔ ۴۵یار ما بی رحم یاری بوده است
  3. شمارهٔ ۴۶ابر است و اعتدال هوای خزانی است
  4. شمارهٔ ۴۷در دل همان محبت پیشینه باقی است
  5. شمارهٔ ۴۸ترک من تیغ به کف ، بر زده دامن برخاست
  6. شمارهٔ ۴۹به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست
  7. شمارهٔ ۵۰گرد آن خانه بگردم که در او خلوت تست
  8. شمارهٔ ۵۱بهر دلم که درد کش و داغدار تست
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.