پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷

در دل همان محبت پیشینه باقی است

آن دوستی که بود در این سینه باقی است

باز آ و حسن جلوه ده و عرض ناز کن

کان دل که بود صاف چو آیینه باقی است

از ما فروتنی‌ست بکش تیغ انتقام

بر خاطر شریفت اگر کینه باقی است

نقدینه وفاست همان بر عیار خویش

قفلی که بود بر در گنجینه باقی است

وحشی اگر ز کسوت رندی دلت گرفت

زهد و صلاح و خرقهٔ پشمینه باقی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست
  2. شمارهٔ ۵۰گرد آن خانه بگردم که در او خلوت تست
  3. شمارهٔ ۵۱بهر دلم که درد کش و داغدار تست
  4. شمارهٔ ۵۲وداع جان و تنم استماع رفتن تست
  5. شمارهٔ ۵۳بگذشت دورِ یوسف و دورانِ حُسنِ تو ست
  6. شمارهٔ ۵۴ابروی تو جنبید و خدنگی ز کمان جست
  7. شمارهٔ ۵۵بگذران دانسته از ما گر ادایی سر زده‌ست
  8. شمارهٔ ۵۶از نظر افتادهٔ یاریم مدت‌ها شدست
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.