پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

ابر است و اعتدال هوای خزانی است

ساقی بیا که وقت می ارغوانی است

در زیر ابر ساغر خورشید شد نهان

روز قدح کشیدن و عیش نهانی است

ساقی بیا و جام می مشکبو بیار

این دم که باد صبح به عنبر فشانی است

می هست و اعتدال هوا هست و سبزه هست

چیزی که نیست صحبت یاران جانی است

یاری به دست‌آر موافق تو وحشیا

کان یار باقی است و خود این جمله فانی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸ترک من تیغ به کف ، بر زده دامن برخاست
  2. شمارهٔ ۴۹به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست
  3. شمارهٔ ۵۰گرد آن خانه بگردم که در او خلوت تست
  4. شمارهٔ ۵۱بهر دلم که درد کش و داغدار تست
  5. شمارهٔ ۵۲وداع جان و تنم استماع رفتن تست
  6. شمارهٔ ۵۳بگذشت دورِ یوسف و دورانِ حُسنِ تو ست
  7. شمارهٔ ۵۴ابروی تو جنبید و خدنگی ز کمان جست
  8. شمارهٔ ۵۵بگذران دانسته از ما گر ادایی سر زده‌ست
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.