پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹

به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست

وفا مصاحب دیرینهٔ محبت ماست

تو و خلاف مروت خدا نگه دارد

به ما جفای تو از بخت بی مروت ماست

بسا گدا به شهان نرد عشق باخته‌اند

به ما مخند که این رسم بد نه بدعت ماست

به دیگری نگذاریم ، مرده‌ایم مگر

نشان تیر تغافل شدن که خدمت ماست

تویی که عزت ما می‌بری به کم محلی

و گرنه خواری عشقت هلاک صحبت ماست

به دعوی آمده بودیم چاشنی کردیم

کمانِ تو، نه به بازوی صبر و طاقت ماست

هزار بنده چو وحشی خرید و کرد آزاد

کند مضایقه از یک نگه که قیمت ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱بهر دلم که درد کش و داغدار تست
  2. شمارهٔ ۵۲وداع جان و تنم استماع رفتن تست
  3. شمارهٔ ۵۳بگذشت دورِ یوسف و دورانِ حُسنِ تو ست
  4. شمارهٔ ۵۴ابروی تو جنبید و خدنگی ز کمان جست
  5. شمارهٔ ۵۵بگذران دانسته از ما گر ادایی سر زده‌ست
  6. شمارهٔ ۵۶از نظر افتادهٔ یاریم مدت‌ها شدست
  7. شمارهٔ ۵۷هنوز عاشقی‌و دلرباییی نشدست
  8. شمارهٔ ۵۸بازم زبان شکر به جنبش درآمدست
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.