پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

گرد آن خانه بگردم که در او خلوت تست

سگ طالع شومش کیست که همصحبت تست

چشم ما را نرسد بیشتر از بام و دری

ای خوشا دولت آن دیده که برطلعت تست

وه چه بامست که جاروب کشش دیدهٔ من

جان من بندهٔ آن پای که در خدمت تست

همه بر بادهٔ رشکیست که در جام منست

قهقه شیشه که در انجمن عشرت تست

رخصت مجلس و بر وصل تغافل ای شوخ

این زیاد از تو و از حوصله طاقت تست

هجر بگزیدنت از وصل دلا وضع تو نیست

اختراعیست که خود کرده و این بدعت تست

وحشی از تست که ما نیز به بیرون دریم

مانعی نیست، اگر هست همین دهشت تست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲وداع جان و تنم استماع رفتن تست
  2. شمارهٔ ۵۳بگذشت دورِ یوسف و دورانِ حُسنِ تو ست
  3. شمارهٔ ۵۴ابروی تو جنبید و خدنگی ز کمان جست
  4. شمارهٔ ۵۵بگذران دانسته از ما گر ادایی سر زده‌ست
  5. شمارهٔ ۵۶از نظر افتادهٔ یاریم مدت‌ها شدست
  6. شمارهٔ ۵۷هنوز عاشقی‌و دلرباییی نشدست
  7. شمارهٔ ۵۸بازم زبان شکر به جنبش درآمدست
  8. شمارهٔ ۵۹خوش صیدِ غافلی به سر تیر آمده‌ست
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.