پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

ترک من تیغ به کف ، بر زده دامن برخاست

جان فدایش که به خون ریختن من برخاست

می‌کشیدند ملایک همه چون سرمه به چشم

هر غباری که ترا از سم توسن برخاست

خرمن مشک چو بر دور مهت ظاهر شد

دود از جان من سوخته خرمن برخاست

وحشی سوخته را بستر سنجاب نمود

هر سحرگه که ز خاکستر گلشن برخاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰گرد آن خانه بگردم که در او خلوت تست
  2. شمارهٔ ۵۱بهر دلم که درد کش و داغدار تست
  3. شمارهٔ ۵۲وداع جان و تنم استماع رفتن تست
  4. شمارهٔ ۵۳بگذشت دورِ یوسف و دورانِ حُسنِ تو ست
  5. شمارهٔ ۵۴ابروی تو جنبید و خدنگی ز کمان جست
  6. شمارهٔ ۵۵بگذران دانسته از ما گر ادایی سر زده‌ست
  7. شمارهٔ ۵۶از نظر افتادهٔ یاریم مدت‌ها شدست
  8. شمارهٔ ۵۷هنوز عاشقی‌و دلرباییی نشدست
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.