پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵

یار ما بی رحم یاری بوده است

عشق او با صعب کاری بوده است

لطف او نسبت به من این یک دو سال

گر شماری یک دوباری بوده است

تا به غایت ما هنر پنداشتیم

عاشقی خود عیب و عاری بوده است

لیلی و مجنون به هم می‌بوده‌اند

پیش ازین خوش روزگاری بوده است

می‌شنیدم من که این وحشی کسیست

او عجب بی اعتباری بوده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷در دل همان محبت پیشینه باقی است
  2. شمارهٔ ۴۸ترک من تیغ به کف ، بر زده دامن برخاست
  3. شمارهٔ ۴۹به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست
  4. شمارهٔ ۵۰گرد آن خانه بگردم که در او خلوت تست
  5. شمارهٔ ۵۱بهر دلم که درد کش و داغدار تست
  6. شمارهٔ ۵۲وداع جان و تنم استماع رفتن تست
  7. شمارهٔ ۵۳بگذشت دورِ یوسف و دورانِ حُسنِ تو ست
  8. شمارهٔ ۵۴ابروی تو جنبید و خدنگی ز کمان جست
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.