پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

دلم را بود از آن پیمان‌گسل امید یاری‌ها

به نومیدی کشید آخر همه امیدواری‌ها

رقیبان را ز وصل خویش تا کی معتبر سازی

مکن جانا که هست این موجب بی‌اعتباری‌ها

به اغیار از تو این گرم‌اختلاطی‌ها که من دیدم

عجب نبود اگر چون شمع دارم اشکباری‌ها

به سد خواری مرا کشتی وفاداری همین باشد

نکردی هیچ تقصیر، از تو دارم شرمساری‌ها

شب غم کشت ما را یاد باد آن روز خوش وحشی

که می‌کرد از طریق مهر ما را غمگساری‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸قصهٔ می خوردن شبها و گشت ماهتاب
  2. شمارهٔ ۲۹شد یار به اغیار دل آزار مصاحب
  3. شمارهٔ ۳۰گهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا رب
  4. شمارهٔ ۳۱مژدهٔ وصل توام ساخته بیتاب امشب
  5. شمارهٔ ۳۲ز شبهای دگر دارم تب غم بیشتر امشب
  6. شمارهٔ ۳۳کسی خود جان نبرد از شیوهٔ چشم فسون‌سازت
  7. شمارهٔ ۳۴این زمان یارب مه محمل نشین من کجاست
  8. شمارهٔ ۳۵یاد او کردم ز جان صد آه درد آلود خاست
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.