پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

پاک ساز از غیر دل ، وز خود تهی شو چون حباب

گر سبک روحی توانی خیمه زد بر روی آب

خودنمایی کی کند آن کس که واصل شد به دوست

چون نماید مه چو گردد متصل با آفتاب

کی دهد در جلوه گاه دوست عاشق راه غیر

دم مزن از عشق اگر ره می‌دهی بر دیده خواب

نیست بر ذرات یکسان پرتو خورشید فیض

لیک باید جوهر قابل که گردد لعل ناب

وحشی از دریای رحمت گر دهندت رشحه‌ای

گام بر روی هوا آسان زنی همچون سحاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹شد یار به اغیار دل آزار مصاحب
  2. شمارهٔ ۳۰گهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا رب
  3. شمارهٔ ۳۱مژدهٔ وصل توام ساخته بیتاب امشب
  4. شمارهٔ ۳۲ز شبهای دگر دارم تب غم بیشتر امشب
  5. شمارهٔ ۳۳کسی خود جان نبرد از شیوهٔ چشم فسون‌سازت
  6. شمارهٔ ۳۴این زمان یارب مه محمل نشین من کجاست
  7. شمارهٔ ۳۵یاد او کردم ز جان صد آه درد آلود خاست
  8. شمارهٔ ۳۶لطفِ پنهانی او در حقِ من بسیار است
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.