پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ما

ما را ز درد کشته و غافل ز درد ما

از تیغ بی ملاحظهٔ آه ما بترس

اولیست اینکه کس نشود هم نبرد ما

در آه ما نهفته خزان و بهار حسن

تأثیرهاست با نفس گرم و سرد ما

رخش اینچنین متاز که پیش از تو دیگری

کردست اینچنین و ندیدست گرد ما

سد لعب بلعجب شد و سد نقش بد نشست

تا ریختیم با تو، بد افتاد نرد ما

وحشی گرفت خاطر ما از حریم دیر

رفتیم تا کجاست دگر آبخورد ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷پاک ساز از غیر دل ، وز خود تهی شو چون حباب
  2. شمارهٔ ۲۸قصهٔ می خوردن شبها و گشت ماهتاب
  3. شمارهٔ ۲۹شد یار به اغیار دل آزار مصاحب
  4. شمارهٔ ۳۰گهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا رب
  5. شمارهٔ ۳۱مژدهٔ وصل توام ساخته بیتاب امشب
  6. شمارهٔ ۳۲ز شبهای دگر دارم تب غم بیشتر امشب
  7. شمارهٔ ۳۳کسی خود جان نبرد از شیوهٔ چشم فسون‌سازت
  8. شمارهٔ ۳۴این زمان یارب مه محمل نشین من کجاست
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.