پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

کس نزد هرگز در غمخانهٔ اهل وفا

گر بدو گویند بر در ، کیست گوید آشنا

چیست باز این زود رفتن یا چنین دیر آمدن

بعد عمری کامدی بنشین زمانی پیش ما

چون نمی‌آید به ساحل غرقهٔ دریای عشق

می‌زند بیهوده از بهر چه چندین دست و پا

گفته‌ای هر جا که می‌بینم فلان را می‌کشم

خوش نویدی داده‌ای اما نمی‌آری بجا

چهره خاک آلود وحشی می‌رسد چون گرد باد

از کجا می‌آید این دیوانهٔ سر در هوا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳بسیار گرم پیش منه در هلاک ما
  2. شمارهٔ ۲۴از کاه ، کهربا بگریزد به بخت ما
  3. شمارهٔ ۲۵ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ما
  4. شمارهٔ ۲۶دلم را بود از آن پیمان‌گسل امید یاری‌ها
  5. شمارهٔ ۲۷پاک ساز از غیر دل ، وز خود تهی شو چون حباب
  6. شمارهٔ ۲۸قصهٔ می خوردن شبها و گشت ماهتاب
  7. شمارهٔ ۲۹شد یار به اغیار دل آزار مصاحب
  8. شمارهٔ ۳۰گهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا رب
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.