پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

ساکن گلخن شدم تا صاف کردم سینه را

دادم از خاکستر گلخن صفا آیینه را

پیش رندان حق شناسی در لباسی دیگر است

پر به ما منمای زاهد خرقهٔ پشمینه را

گنج صبری بیش ازین در دل به قدر خویش بود

لشکر غم کرد غارت نقد این گنجینه را

روز مردن درد دل بر خاک می‌سازم رقم

چون کنم کس نیست تا گویم غم دیرینه را

گر به کشتن کین وحشی می‌رود از سینه‌ات

کرد خون خود بحل ، بردار تیغ کینه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲صد حیف از محبت بیش از قیاس ما
  2. شمارهٔ ۲۳بسیار گرم پیش منه در هلاک ما
  3. شمارهٔ ۲۴از کاه ، کهربا بگریزد به بخت ما
  4. شمارهٔ ۲۵ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ما
  5. شمارهٔ ۲۶دلم را بود از آن پیمان‌گسل امید یاری‌ها
  6. شمارهٔ ۲۷پاک ساز از غیر دل ، وز خود تهی شو چون حباب
  7. شمارهٔ ۲۸قصهٔ می خوردن شبها و گشت ماهتاب
  8. شمارهٔ ۲۹شد یار به اغیار دل آزار مصاحب
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.