پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

خانه پر بود از متاع صبر این دیوانه را

سوخت عشق خانه سوز اول متاع خانه را

خواه آتش گوی و خواهی قرب، معنی واحد است

قرب شمع است آنکه خاکستر کند پروانه را

هر چه گویی آخری دارد به غیر از حرف عشق

کاینهمه گفتند و آخر نیست این افسانه را

گرد ننشیند به طرف دامن آزادگان

گر براندازد فلک بنیاد این ویرانه را

می ز رطل عشق خوردن کار هر بی ظرف نیست

وحشیی باید که بر لب گیرد این پیمانه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱کس نزد هرگز در غمخانهٔ اهل وفا
  2. شمارهٔ ۲۲صد حیف از محبت بیش از قیاس ما
  3. شمارهٔ ۲۳بسیار گرم پیش منه در هلاک ما
  4. شمارهٔ ۲۴از کاه ، کهربا بگریزد به بخت ما
  5. شمارهٔ ۲۵ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ما
  6. شمارهٔ ۲۶دلم را بود از آن پیمان‌گسل امید یاری‌ها
  7. شمارهٔ ۲۷پاک ساز از غیر دل ، وز خود تهی شو چون حباب
  8. شمارهٔ ۲۸قصهٔ می خوردن شبها و گشت ماهتاب
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.