پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۶

با غیر دوش اینهمه گردیدنش چه بود

و ز زهر چشم جانب ما دیدنش چه بود

آن ناز چشم کرده سر صلح اگر نداشت

از دور ایستادن و خندیدنش چه بود

اظهار قرب اگر نه غرض بود غیر را

از من ره حریم تو پرسیدنش چه بود

گر وعدهٔ وصال نبودش به دیگران

بی وجه تند گشتن و رنجیدنش چه بود

وحشی اگر نبود زما یار ما به تنگ

بی موجبی به جنگ رسانیدنش چه بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۸چندین عنایت از پی چندین جفا چه بود
  2. شمارهٔ ۱۴۹دوش از عربده یک مرتبه باز آمده بود
  3. شمارهٔ ۱۵۰زان عهد یاد باد که از ما به کین نبود
  4. شمارهٔ ۱۵۱هر دلی کز عشق جان شعله اندوزش نبود
  5. شمارهٔ ۱۵۲یک ره سؤال کن گنه بی‌گناه خود
  6. شمارهٔ ۱۵۳مرا وصلی نمی‌باید من و هجر و ملال خود
  7. شمارهٔ ۱۵۴نیازی کز هوس خیزد کدامش آبرو باشد
  8. شمارهٔ ۱۵۵ترسم در این دلهای شب از سینه آهی سرزند
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.