پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۴

آن مستی تو دوش ز پیمانهٔ که بود

چندین شراب در خم و خمخانهٔ که بود

ای مرغ زود رام که آورد نقل و می

دام فریب آب که و دانهٔ که بود

روشن بسان آتش حسنت می که شد

شمعت زبانه کش پی پروانهٔ که بود

آوازه‌ات به مستی و رندی بلند شد

افشای آن ز نعرهٔ مستانهٔ که بود

وحشی چه پرسش است که شد با که آشنا

خود گو که او به غیر تو بیگانه که بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۶با غیر دوش اینهمه گردیدنش چه بود
  2. شمارهٔ ۱۴۷چون تو مستغنی ز دل بودی دل آرایی چه بود
  3. شمارهٔ ۱۴۸چندین عنایت از پی چندین جفا چه بود
  4. شمارهٔ ۱۴۹دوش از عربده یک مرتبه باز آمده بود
  5. شمارهٔ ۱۵۰زان عهد یاد باد که از ما به کین نبود
  6. شمارهٔ ۱۵۱هر دلی کز عشق جان شعله اندوزش نبود
  7. شمارهٔ ۱۵۲یک ره سؤال کن گنه بی‌گناه خود
  8. شمارهٔ ۱۵۳مرا وصلی نمی‌باید من و هجر و ملال خود
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.