پرش به محتوای اصلی
وحیدالزمان قزوینی وحیدالزمان قزوینی

شهرآشوب کوچک

بخش ۲۵ - صفت حلّاج

حلّاجانند چشم بد دُور

هر یک شاهی ولیک منصور

هستند ز خط، تذرو خوش فال

وز خال سیه، غزال خوش حال

چک در کف شان کسی که دیده

خون آب ز دیده اش چکیده

عشّاق ازین بتان که نغزند

چون جَوزَقَه جمله خشک مغزند

دارند ز مغز خشک بنیاد

مانند کمان ز پنبه فریاد

ادامه‌ی شهرآشوب کوچک

  1. بخش ۲۷ - صفت شعربافانبا تار نظاره، رشته ی جان
  2. بخش ۲۸ - صفت سرّاجسرّاج کزو بود خروشم
  3. بخش ۲۹ - صفت کمانگربر پیر خمیده قد مهجور
  4. بخش ۳۰ - صفت کلاه دوزسرگرم کلاه هر که گردید
  5. بخش ۳۱ - صفت شمشیرگرسیّاف که خنده اش چو قند است
  6. بخش ۳۲ - صفت شیشه گربر شیشه گران گذارم افتاد
  7. بخش ۳۳ - صفت کحّالکحّال که دلبری فن اوست
  8. بخش ۳۴ - صفت چیت سازانبینی به دکان چیت سازان
همه‌ی شهرآشوب کوچک ←

وحیدالزمان قزوینی درباره‌ی وحیدالزمان قزوینی

عمادالدین میرزا محمدطاهر بن میرزا محمدحسین قزوینی، متخلص به وحید، از شاعران،مورخان و سیاستمداران دوران صفوی است. وی پس از طی مراحل ترقی در سال ۱۰۵۵ هجری قمری مورخ رسمی دربار شاه عباس دوم و مأمور نوشتن تاریخ سلطنت این پادشاه شد. او همچنین بعد از وزارت شیخ علیخان زنگنه یک چند با لقب اعتمادالدوله وزیر اعظم شاه سلیمان گشت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.