پرش به محتوای اصلی
وحیدالزمان قزوینی وحیدالزمان قزوینی

شهرآشوب کوچک

بخش ۳۴ - صفت چیت سازان

بینی به دکان چیت سازان

شیرین پسری چو شیره ی جان

مانند بهار وقت بازی

کارش گل و برگ و شاخ سازی

چون ابر بهار میر بستان

معمار خرابی گلستان

طبعش هر گاه طرحی انگیخت

گردید تمام رنگ چون ریخت

در دم شنوی ز گلشن او

فریاد ز بلبل و ز گل بو

گویی که ز دیده ها نهانی

در قالب اوست روح مانی

از حُسن و صفا بود لبالب

هر چیز که می زند به قالَب

ادامه‌ی شهرآشوب کوچک

  1. بخش ۳۶ - صفت چاقشور دوزاندر رسته ی چاقشور دوزان
  2. بخش ۳۷ - صفت رمّالرمّال که از غمش چو نالم
  3. بخش ۳۸ - صفت طبّاخطبّاخ ز پختگی مرا سوخت
  4. بخش ۳۹ - صفت تیرگراز دیدن تیرگر دل زار
  5. بخش ۴۰ - صفت قنّادقنّاد که خون عاشقان خورد
  6. بخش ۴۱ - صفت خیّاطخیّاط پسر بگو چه ها کرد
  7. بخش ۴۲ - صفت صرافاناز غش پاکست چون عیارم
  8. بخش ۴۳ - صفت حکاکحکّاک نظر به سویم افکند
همه‌ی شهرآشوب کوچک ←

وحیدالزمان قزوینی درباره‌ی وحیدالزمان قزوینی

عمادالدین میرزا محمدطاهر بن میرزا محمدحسین قزوینی، متخلص به وحید، از شاعران،مورخان و سیاستمداران دوران صفوی است. وی پس از طی مراحل ترقی در سال ۱۰۵۵ هجری قمری مورخ رسمی دربار شاه عباس دوم و مأمور نوشتن تاریخ سلطنت این پادشاه شد. او همچنین بعد از وزارت شیخ علیخان زنگنه یک چند با لقب اعتمادالدوله وزیر اعظم شاه سلیمان گشت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.