پرش به محتوای اصلی
وحیدالزمان قزوینی وحیدالزمان قزوینی

شهرآشوب کوچک

بخش ۳۸ - صفت طبّاخ

طبّاخ ز پختگی مرا سوخت

از سوختنم رخش بر افروخت

هست از خط سبز آن گرامی

صبحم، که تعب نموده شامی

دل در بر و من ز حیرت او

هر لحظه کنم فغان که کوکو

دارم چشمی به روی جانان

چون چشم پیاز حلقه، حیران

سوز دلم از رقیب قلاش

همچون مگسِ فتاده بر آش

از دود، دلم شدست گریان

من چون نشوم کباب بریان

در سینه ی من دل مشوش

کز دوری او بود در آتش

نالان شده، اشک چون چکیده

چون روغنِ داغِ آب دیده

هر گاه نفس کشم دهد بو

دم پخت دلم ز آتش او

از حسرت آن عذار گل پوش

باشد دل من چو دیگ در جوش

هر یک به زبان تُرک و تاجیک

چون شعله بود بزیر آن دیگ

دل را افزود، از فغان درد

این آش نگشت از نفس سرد

ادامه‌ی شهرآشوب کوچک

  1. بخش ۴۰ - صفت قنّادقنّاد که خون عاشقان خورد
  2. بخش ۴۱ - صفت خیّاطخیّاط پسر بگو چه ها کرد
  3. بخش ۴۲ - صفت صرافاناز غش پاکست چون عیارم
  4. بخش ۴۳ - صفت حکاکحکّاک نظر به سویم افکند
  5. بخش ۴۴ - صفت باسمه چیاز بسمه چی ای دلم هواییست
  6. بخش ۴۵ - صفت اتوکشتا چند ز دوری اتوکش
  7. بخش ۴۶ - صفت ضرّابیضرّابی را عیار پاکست
  8. بخش ۴۷ - صفت پینه دوزاز دوری پینه دوز، سینه
همه‌ی شهرآشوب کوچک ←

وحیدالزمان قزوینی درباره‌ی وحیدالزمان قزوینی

عمادالدین میرزا محمدطاهر بن میرزا محمدحسین قزوینی، متخلص به وحید، از شاعران،مورخان و سیاستمداران دوران صفوی است. وی پس از طی مراحل ترقی در سال ۱۰۵۵ هجری قمری مورخ رسمی دربار شاه عباس دوم و مأمور نوشتن تاریخ سلطنت این پادشاه شد. او همچنین بعد از وزارت شیخ علیخان زنگنه یک چند با لقب اعتمادالدوله وزیر اعظم شاه سلیمان گشت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.