پرش به محتوای اصلی
وحیدالزمان قزوینی وحیدالزمان قزوینی

شهرآشوب کوچک

بخش ۴۵ - صفت اتوکش

تا چند ز دوری اتوکش

باشم چو اتو میان آتش

گر روی دهد گذارمش پیش

مانند خم اتو سر خویش

جانان چو در آتشم دهد جای

مانند اتو ز سر کنم پای

از پرتو آفتاب رویش

پر باله بود خم اتویش

دارم چو اتو به راه او من

در پا شب و روز کفش آهن

در پهلو استخوان خزیده

چون تافته ی اتو کشیده

خم از نگهش به گاه دیدن

چون انگشتانه شد ز سوزن

کی هم چو اتو به او رسم من

گر کفش و عصا کنم ز آهن

ادامه‌ی شهرآشوب کوچک

  1. بخش ۴۷ - صفت پینه دوزاز دوری پینه دوز، سینه
  2. بخش ۴۸ - صفت دبستاندل برد دگر به زنگ طفلان
  3. بخش ۴۹ - صفت عصّارعصّار که از فشار اویم
  4. بخش ۵۰ - صفت لوّافلوّاف که برده از سرم خواب
  5. بخش ۵۱ - صفت مسگرباشد ز خیال مسگرم سر
  6. بخش ۵۲ - صفت اهل دفترافتاد گذار من به دفتر
  7. بخش ۵۳ - صفت تریاک فروشتریاک فروش کیف پرداز
  8. بخش ۵۴ - صفت مَدارِسدیدم چو صفای این مدارس
همه‌ی شهرآشوب کوچک ←

وحیدالزمان قزوینی درباره‌ی وحیدالزمان قزوینی

عمادالدین میرزا محمدطاهر بن میرزا محمدحسین قزوینی، متخلص به وحید، از شاعران،مورخان و سیاستمداران دوران صفوی است. وی پس از طی مراحل ترقی در سال ۱۰۵۵ هجری قمری مورخ رسمی دربار شاه عباس دوم و مأمور نوشتن تاریخ سلطنت این پادشاه شد. او همچنین بعد از وزارت شیخ علیخان زنگنه یک چند با لقب اعتمادالدوله وزیر اعظم شاه سلیمان گشت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.