پرش به محتوای اصلی
وحیدالزمان قزوینی وحیدالزمان قزوینی

شهرآشوب کوچک

بخش ۴۹ - صفت عصّار

عصّار که از فشار اویم

خون آب دود ز دل به رویم

دایم دارد ز هجر آن یار

بر دل باری چو سنگ عصّار

شد مغز روان ز بار جانم

چون آب ز جوی استخوانم

بینا، نه همین بروست حیران

دارند به دل هواش، کوران

با دیده ی بسته گرد آن یار

گردنده به رنگ، گاو عصّار

باشد چو چراغ شام دیجور

با جامه ی چرب و روی پر نور

از روغن او به حجره ی تن

ما راست چراغ دیده روشن

ما را نفعی نداد ازو رو

چربست اگر چه پهلوی او

پختن، سودای وصل جانان

بی روغن شیر بخت نتوان

ادامه‌ی شهرآشوب کوچک

  1. بخش ۵۱ - صفت مسگرباشد ز خیال مسگرم سر
  2. بخش ۵۲ - صفت اهل دفترافتاد گذار من به دفتر
  3. بخش ۵۳ - صفت تریاک فروشتریاک فروش کیف پرداز
  4. بخش ۵۴ - صفت مَدارِسدیدم چو صفای این مدارس
همه‌ی شهرآشوب کوچک ←

وحیدالزمان قزوینی درباره‌ی وحیدالزمان قزوینی

عمادالدین میرزا محمدطاهر بن میرزا محمدحسین قزوینی، متخلص به وحید، از شاعران،مورخان و سیاستمداران دوران صفوی است. وی پس از طی مراحل ترقی در سال ۱۰۵۵ هجری قمری مورخ رسمی دربار شاه عباس دوم و مأمور نوشتن تاریخ سلطنت این پادشاه شد. او همچنین بعد از وزارت شیخ علیخان زنگنه یک چند با لقب اعتمادالدوله وزیر اعظم شاه سلیمان گشت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.