پرش به محتوای اصلی
وحیدالزمان قزوینی وحیدالزمان قزوینی

شهرآشوب کوچک

بخش ۳۹ - صفت تیرگر

از دیدن تیرگر دل زار

گردید نشان تیرآزار

چون ضعف بدن مرا تراشید

از گوشه ی چشم پوی من دید

چوبی که به دست او شود تیر

زود است، شود به چشم شوق او دیر

در دل از بس که شوق دارد

در شاخ چو برگ پر بر آرد

هر تیر به شاخ خویش از این کام

انگاره بود چو رگ در اندام

هر شاخ ز ذوق تیر گشتن

سوزن دانیست پر ز سوزن

از دیدن روی او زمین گیر

گرد سر خویش گشته چون تیر

در پا دارد اگر چه پیکان

دایم باشد چو تیر خندان

ادامه‌ی شهرآشوب کوچک

  1. بخش ۴۱ - صفت خیّاطخیّاط پسر بگو چه ها کرد
  2. بخش ۴۲ - صفت صرافاناز غش پاکست چون عیارم
  3. بخش ۴۳ - صفت حکاکحکّاک نظر به سویم افکند
  4. بخش ۴۴ - صفت باسمه چیاز بسمه چی ای دلم هواییست
  5. بخش ۴۵ - صفت اتوکشتا چند ز دوری اتوکش
  6. بخش ۴۶ - صفت ضرّابیضرّابی را عیار پاکست
  7. بخش ۴۷ - صفت پینه دوزاز دوری پینه دوز، سینه
  8. بخش ۴۸ - صفت دبستاندل برد دگر به زنگ طفلان
همه‌ی شهرآشوب کوچک ←

وحیدالزمان قزوینی درباره‌ی وحیدالزمان قزوینی

عمادالدین میرزا محمدطاهر بن میرزا محمدحسین قزوینی، متخلص به وحید، از شاعران،مورخان و سیاستمداران دوران صفوی است. وی پس از طی مراحل ترقی در سال ۱۰۵۵ هجری قمری مورخ رسمی دربار شاه عباس دوم و مأمور نوشتن تاریخ سلطنت این پادشاه شد. او همچنین بعد از وزارت شیخ علیخان زنگنه یک چند با لقب اعتمادالدوله وزیر اعظم شاه سلیمان گشت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.