پرش به محتوای اصلی
وحیدالزمان قزوینی وحیدالزمان قزوینی

شهرآشوب کوچک

بخش ۴۰ - صفت قنّاد

قنّاد که خون عاشقان خورد

از شیرینی، دل مرا بُرد

دارد دهنی جو نُقل پسته

شیرین وز گفتگوی بسته

مغزم ز خیال آن بت چین

چون کلّه ی قند گشته شیرین

شیرین شده، دیده، توی بر تو

چون قرص زرشک و قرص لیمو

دل از غم آن بت دو بُرجی

سُوراخ بود چو نان کُرجی

سرهاست بیادش از هوس پُر

چون کاسه ی شهد از مگس پُر

مغز من خسته را هوس خورد

این کلّه ی قند را مگس خورد

دل ار لب او شکست خود دید

چون شیشه که پُر نبات گردید

با یاد تو در دلم گره ها

چون پسته بود دورن حلوا

ادامه‌ی شهرآشوب کوچک

  1. بخش ۴۲ - صفت صرافاناز غش پاکست چون عیارم
  2. بخش ۴۳ - صفت حکاکحکّاک نظر به سویم افکند
  3. بخش ۴۴ - صفت باسمه چیاز بسمه چی ای دلم هواییست
  4. بخش ۴۵ - صفت اتوکشتا چند ز دوری اتوکش
  5. بخش ۴۶ - صفت ضرّابیضرّابی را عیار پاکست
  6. بخش ۴۷ - صفت پینه دوزاز دوری پینه دوز، سینه
  7. بخش ۴۸ - صفت دبستاندل برد دگر به زنگ طفلان
  8. بخش ۴۹ - صفت عصّارعصّار که از فشار اویم
همه‌ی شهرآشوب کوچک ←

وحیدالزمان قزوینی درباره‌ی وحیدالزمان قزوینی

عمادالدین میرزا محمدطاهر بن میرزا محمدحسین قزوینی، متخلص به وحید، از شاعران،مورخان و سیاستمداران دوران صفوی است. وی پس از طی مراحل ترقی در سال ۱۰۵۵ هجری قمری مورخ رسمی دربار شاه عباس دوم و مأمور نوشتن تاریخ سلطنت این پادشاه شد. او همچنین بعد از وزارت شیخ علیخان زنگنه یک چند با لقب اعتمادالدوله وزیر اعظم شاه سلیمان گشت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.