پرش به محتوای اصلی
وحیدالزمان قزوینی وحیدالزمان قزوینی

شهرآشوب کوچک

بخش ۴۲ - صفت صرافان

از غش پاکست چون عیارم

با صّرافان فتاد کارم

خرمن شده داغ دل ز اطراف

چون نقد بروی نطع صّراف

هست از خط زخم، پود و تارم

سنگِ محکِ جفایِ یارم

دل را شده صبر اگر چه روپوش

رسوا شده ام چو نقد مغشوش

دل داده ی عشق تا نزار است

طبعش با ضعف سازگار است

فربه چو شود چو بدره ی زر

در دیده ز فربهی ست لاغر

گردد پیدا ز پهلوی او

از فربهی استخوان پهلو

خورشید که شرح هجر من خواند

ایام مرا ورق چو گرداند

شد تیره ازین سیاه کاری

چون دست به وقت زر شماری

از شب روزم نموده صد نیم

زان گونه که بر محک خط از سیم

ای جان جهان که جور کوشی

بهر چه ز گفتگو خموشی

با جور کشان بود به ابرو

دایم سخن تو چون ترازو

ادامه‌ی شهرآشوب کوچک

  1. بخش ۴۴ - صفت باسمه چیاز بسمه چی ای دلم هواییست
  2. بخش ۴۵ - صفت اتوکشتا چند ز دوری اتوکش
  3. بخش ۴۶ - صفت ضرّابیضرّابی را عیار پاکست
  4. بخش ۴۷ - صفت پینه دوزاز دوری پینه دوز، سینه
  5. بخش ۴۸ - صفت دبستاندل برد دگر به زنگ طفلان
  6. بخش ۴۹ - صفت عصّارعصّار که از فشار اویم
  7. بخش ۵۰ - صفت لوّافلوّاف که برده از سرم خواب
  8. بخش ۵۱ - صفت مسگرباشد ز خیال مسگرم سر
همه‌ی شهرآشوب کوچک ←

وحیدالزمان قزوینی درباره‌ی وحیدالزمان قزوینی

عمادالدین میرزا محمدطاهر بن میرزا محمدحسین قزوینی، متخلص به وحید، از شاعران،مورخان و سیاستمداران دوران صفوی است. وی پس از طی مراحل ترقی در سال ۱۰۵۵ هجری قمری مورخ رسمی دربار شاه عباس دوم و مأمور نوشتن تاریخ سلطنت این پادشاه شد. او همچنین بعد از وزارت شیخ علیخان زنگنه یک چند با لقب اعتمادالدوله وزیر اعظم شاه سلیمان گشت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.