پرش به محتوای اصلی
وحیدالزمان قزوینی وحیدالزمان قزوینی

شهرآشوب کوچک

بخش ۳۷ - صفت رمّال

رمّال که از غمش چو نالم

دارد خبری ز کلّ حالم

آن شوخ مرا ز حُسن گل بوش

چون قرعه نموده خانه بر دوش

ویران دل من که وقف یار است

چون خانه ی رمل بی حصار است

از دیدن او دو چشم پُر خون

آتش ریزد چو شمع وارون

از سیر جمال آن پریوش

شد متصل آب من به آتش

یاران از من کشند محنت

شرمنده شدم از این جماعت

خون در دلم از غم رفیق است

در عشق چه سازم این طریق است

ادامه‌ی شهرآشوب کوچک

  1. بخش ۳۹ - صفت تیرگراز دیدن تیرگر دل زار
  2. بخش ۴۰ - صفت قنّادقنّاد که خون عاشقان خورد
  3. بخش ۴۱ - صفت خیّاطخیّاط پسر بگو چه ها کرد
  4. بخش ۴۲ - صفت صرافاناز غش پاکست چون عیارم
  5. بخش ۴۳ - صفت حکاکحکّاک نظر به سویم افکند
  6. بخش ۴۴ - صفت باسمه چیاز بسمه چی ای دلم هواییست
  7. بخش ۴۵ - صفت اتوکشتا چند ز دوری اتوکش
  8. بخش ۴۶ - صفت ضرّابیضرّابی را عیار پاکست
همه‌ی شهرآشوب کوچک ←

وحیدالزمان قزوینی درباره‌ی وحیدالزمان قزوینی

عمادالدین میرزا محمدطاهر بن میرزا محمدحسین قزوینی، متخلص به وحید، از شاعران،مورخان و سیاستمداران دوران صفوی است. وی پس از طی مراحل ترقی در سال ۱۰۵۵ هجری قمری مورخ رسمی دربار شاه عباس دوم و مأمور نوشتن تاریخ سلطنت این پادشاه شد. او همچنین بعد از وزارت شیخ علیخان زنگنه یک چند با لقب اعتمادالدوله وزیر اعظم شاه سلیمان گشت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.