پرش به محتوای اصلی
وحیدالزمان قزوینی وحیدالزمان قزوینی

شهرآشوب کوچک

بخش ۳۳ - صفت کحّال

کحّال که دلبری فن اوست

چشمم روشن ز دیدن اوست

از بسکه فقیر و خاکسارم

گردیده چو توتیا غبارم

از میل رهش دو دیده ی من

گردیده چو میلِ سُرمه روشن

شد سبز،خط از رخ نکویش

چشمست، غبار دار رویش

خاک رَهِ آن نگار ساده

هر گاه به دست من فتاده

هم بیخته هم خمیر کرده

چشمم به سه آب و هفت پرده

ادامه‌ی شهرآشوب کوچک

  1. بخش ۳۵ - صفت میوه فروشاز میوه فروش نرم شانه
  2. بخش ۳۶ - صفت چاقشور دوزاندر رسته ی چاقشور دوزان
  3. بخش ۳۷ - صفت رمّالرمّال که از غمش چو نالم
  4. بخش ۳۸ - صفت طبّاخطبّاخ ز پختگی مرا سوخت
  5. بخش ۳۹ - صفت تیرگراز دیدن تیرگر دل زار
  6. بخش ۴۰ - صفت قنّادقنّاد که خون عاشقان خورد
  7. بخش ۴۱ - صفت خیّاطخیّاط پسر بگو چه ها کرد
  8. بخش ۴۲ - صفت صرافاناز غش پاکست چون عیارم
همه‌ی شهرآشوب کوچک ←

وحیدالزمان قزوینی درباره‌ی وحیدالزمان قزوینی

عمادالدین میرزا محمدطاهر بن میرزا محمدحسین قزوینی، متخلص به وحید، از شاعران،مورخان و سیاستمداران دوران صفوی است. وی پس از طی مراحل ترقی در سال ۱۰۵۵ هجری قمری مورخ رسمی دربار شاه عباس دوم و مأمور نوشتن تاریخ سلطنت این پادشاه شد. او همچنین بعد از وزارت شیخ علیخان زنگنه یک چند با لقب اعتمادالدوله وزیر اعظم شاه سلیمان گشت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.