پرش به محتوای اصلی
وحیدالزمان قزوینی وحیدالزمان قزوینی

شهرآشوب کوچک

بخش ۳۲ - صفت شیشه گر

بر شیشه گران گذارم افتاد

آن جا دل خسته رفت بر باد

از سینه ام آن غریب بگریخت

هم جنس بدید و در وی آویخت

مانند کبوتری که پرّید

شد داخل کلّه بر نگردید

این شیشه شکست از جدایی

دارد ز گداز مومیائی

آن غیرت مهر و رشک مهتاب

از بس حُسنش فتاده سیراب

چون آبله شیشه ز آتش تیز

آید بیرون ز آب لبریز

ادامه‌ی شهرآشوب کوچک

  1. بخش ۳۴ - صفت چیت سازانبینی به دکان چیت سازان
  2. بخش ۳۵ - صفت میوه فروشاز میوه فروش نرم شانه
  3. بخش ۳۶ - صفت چاقشور دوزاندر رسته ی چاقشور دوزان
  4. بخش ۳۷ - صفت رمّالرمّال که از غمش چو نالم
  5. بخش ۳۸ - صفت طبّاخطبّاخ ز پختگی مرا سوخت
  6. بخش ۳۹ - صفت تیرگراز دیدن تیرگر دل زار
  7. بخش ۴۰ - صفت قنّادقنّاد که خون عاشقان خورد
  8. بخش ۴۱ - صفت خیّاطخیّاط پسر بگو چه ها کرد
همه‌ی شهرآشوب کوچک ←

وحیدالزمان قزوینی درباره‌ی وحیدالزمان قزوینی

عمادالدین میرزا محمدطاهر بن میرزا محمدحسین قزوینی، متخلص به وحید، از شاعران،مورخان و سیاستمداران دوران صفوی است. وی پس از طی مراحل ترقی در سال ۱۰۵۵ هجری قمری مورخ رسمی دربار شاه عباس دوم و مأمور نوشتن تاریخ سلطنت این پادشاه شد. او همچنین بعد از وزارت شیخ علیخان زنگنه یک چند با لقب اعتمادالدوله وزیر اعظم شاه سلیمان گشت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.