پرش به محتوای اصلی
وحیدالزمان قزوینی وحیدالزمان قزوینی

شهرآشوب کوچک

بخش ۳۱ - صفت شمشیرگر

سیّاف که خنده اش چو قند است

چون تیغ، نگاه او کُشنده است

آن آهوی چین چو ناخن شیر

در کف دارد همیشه شمشیر

بر شمشیرش غریب و بومی

مالند جبین چو سنگ رومی

چون تیغِ ز جوهر است دشوار

از دام، رهاییِ گرفتار

ما را شده استخوان ازین دام

شمشیر چو ماهیان در اندام

از ابروی آن نگار فتّان

افتاده گذاره تیر مژگان

این تیغ که هم چو ذوالفقار است

در دیده چو تیغ رخنه دار است

بر صفحه ی او نوشته تقدیر

با خط غبار، شکل شمشیر

ادامه‌ی شهرآشوب کوچک

  1. بخش ۳۳ - صفت کحّالکحّال که دلبری فن اوست
  2. بخش ۳۴ - صفت چیت سازانبینی به دکان چیت سازان
  3. بخش ۳۵ - صفت میوه فروشاز میوه فروش نرم شانه
  4. بخش ۳۶ - صفت چاقشور دوزاندر رسته ی چاقشور دوزان
  5. بخش ۳۷ - صفت رمّالرمّال که از غمش چو نالم
  6. بخش ۳۸ - صفت طبّاخطبّاخ ز پختگی مرا سوخت
  7. بخش ۳۹ - صفت تیرگراز دیدن تیرگر دل زار
  8. بخش ۴۰ - صفت قنّادقنّاد که خون عاشقان خورد
همه‌ی شهرآشوب کوچک ←

وحیدالزمان قزوینی درباره‌ی وحیدالزمان قزوینی

عمادالدین میرزا محمدطاهر بن میرزا محمدحسین قزوینی، متخلص به وحید، از شاعران،مورخان و سیاستمداران دوران صفوی است. وی پس از طی مراحل ترقی در سال ۱۰۵۵ هجری قمری مورخ رسمی دربار شاه عباس دوم و مأمور نوشتن تاریخ سلطنت این پادشاه شد. او همچنین بعد از وزارت شیخ علیخان زنگنه یک چند با لقب اعتمادالدوله وزیر اعظم شاه سلیمان گشت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.