پرش به محتوای اصلی
وحیدالزمان قزوینی وحیدالزمان قزوینی

شهرآشوب کوچک

بخش ۳۰ - صفت کلاه دوز

سرگرم کلاه هر که گردید

هر دیده وری که روی او دید

از دیدن آن رخ چو ماهم

رقصان چو حباب شد کلاهم

کرده است زهرچه هست اعراض

وز جمله بریده غیر مقراض

مقراض صفت به دست، مشکل

آیند دو هم زبان یک دل

زان جان جهان و نور دیده

پیوسته مرا به دل خلیده

از ناز و عتاب و تندی خو

هر حرف چو سوزن سه پهلو

از بهر جمال یار دیدن

وندر ره وصل او دویدن

از ضعف بدن نمانده از من

جز چشم و قدم برنکِ سوزن

از پرتو روی همچو ماهش

بنموده به دیده ها کلاهش

هم ابره ی آستر مصفا

مانند گل دو رنگ رعنا

ادامه‌ی شهرآشوب کوچک

  1. بخش ۳۲ - صفت شیشه گربر شیشه گران گذارم افتاد
  2. بخش ۳۳ - صفت کحّالکحّال که دلبری فن اوست
  3. بخش ۳۴ - صفت چیت سازانبینی به دکان چیت سازان
  4. بخش ۳۵ - صفت میوه فروشاز میوه فروش نرم شانه
  5. بخش ۳۶ - صفت چاقشور دوزاندر رسته ی چاقشور دوزان
  6. بخش ۳۷ - صفت رمّالرمّال که از غمش چو نالم
  7. بخش ۳۸ - صفت طبّاخطبّاخ ز پختگی مرا سوخت
  8. بخش ۳۹ - صفت تیرگراز دیدن تیرگر دل زار
همه‌ی شهرآشوب کوچک ←

وحیدالزمان قزوینی درباره‌ی وحیدالزمان قزوینی

عمادالدین میرزا محمدطاهر بن میرزا محمدحسین قزوینی، متخلص به وحید، از شاعران،مورخان و سیاستمداران دوران صفوی است. وی پس از طی مراحل ترقی در سال ۱۰۵۵ هجری قمری مورخ رسمی دربار شاه عباس دوم و مأمور نوشتن تاریخ سلطنت این پادشاه شد. او همچنین بعد از وزارت شیخ علیخان زنگنه یک چند با لقب اعتمادالدوله وزیر اعظم شاه سلیمان گشت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.