پرش به محتوای اصلی
وحیدالزمان قزوینی وحیدالزمان قزوینی

شهرآشوب کوچک

بخش ۲۴ - صفت رفوگر

شد چاک دل من از رفوگر

بر من لب لعل او شد اخگر

شیرین سخنی در آن لب شور

شهد است در آشیان زنبور

شاید فتدش به من نظاره

شادم ز لباسِ صبرِ پاره

در دیده نگاه حسرت من

چون رشته بود به چشم سوزن

هستم ز دلِِ اسیرِ بریان

دنبالِ نگاهِ خویش پویان

کردست به نوک سوزنم صید

از چشم خودم فتاده در قید

نبود بسوی نجات راهم

شد رشته ی دام من نگاهم

ادامه‌ی شهرآشوب کوچک

  1. بخش ۲۶ - صفت منجّمای واقف گردش ستاره
  2. بخش ۲۷ - صفت شعربافانبا تار نظاره، رشته ی جان
  3. بخش ۲۸ - صفت سرّاجسرّاج کزو بود خروشم
  4. بخش ۲۹ - صفت کمانگربر پیر خمیده قد مهجور
  5. بخش ۳۰ - صفت کلاه دوزسرگرم کلاه هر که گردید
  6. بخش ۳۱ - صفت شمشیرگرسیّاف که خنده اش چو قند است
  7. بخش ۳۲ - صفت شیشه گربر شیشه گران گذارم افتاد
  8. بخش ۳۳ - صفت کحّالکحّال که دلبری فن اوست
همه‌ی شهرآشوب کوچک ←

وحیدالزمان قزوینی درباره‌ی وحیدالزمان قزوینی

عمادالدین میرزا محمدطاهر بن میرزا محمدحسین قزوینی، متخلص به وحید، از شاعران،مورخان و سیاستمداران دوران صفوی است. وی پس از طی مراحل ترقی در سال ۱۰۵۵ هجری قمری مورخ رسمی دربار شاه عباس دوم و مأمور نوشتن تاریخ سلطنت این پادشاه شد. او همچنین بعد از وزارت شیخ علیخان زنگنه یک چند با لقب اعتمادالدوله وزیر اعظم شاه سلیمان گشت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.