پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

آنکه هر دم زندم ناوک غم بر دل ریش

زود باشد که پشیمان شود از کرده خویش

بشنو این نکته که در مذهب رندان کفر است

رندی و عاشقی و آگهی از مذهب و کیش

جلوه‌گاه نظر شاهد غیبند همه

کعبه زاهد و کوی صنم و دیر کشیش

به نگاهی که کند دیده دل از دست مده

سفر وادی عشق است و خطرها در پیش

دل شد از هجر تو بیمار و نگفتم به طبیب

زانکه بیمار ره عشق ندارد تشویش

از کم و بیش ره عشق میندیش که نیست

عاشقان را به دل اندیشه ره از کم و بیش

ای دل این پند حکیمانه شنو از وحدت

خاطری ریش مکن تا نشوی زار و پریش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰شد بر فراز مسند دل باز شاه عشق
  2. شمارهٔ ۴۱آنکه ناید به دلش رحم ز بیماری دل
  3. شمارهٔ ۴۲شکست گر دلت از کس مرنج ای عاقل
  4. شمارهٔ ۴۳تا چند سرگران ز مدار جهان شوم
  5. شمارهٔ ۴۴ما سال‌ها مجاور میخانه بوده‌ایم
  6. شمارهٔ ۴۵منت خدای را که خدا را شناختیم
  7. شمارهٔ ۴۶با توسن خیال به هر سو شتافتیم
  8. شمارهٔ ۴۷دی مغبچه‌ای گفت که ما مظهر یاریم
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.