پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

با توسن خیال به هر سو شتافتیم

از دوست غیر، نام نشانی نیافتیم

دلبر نشسته در دل و ما بی‌خبر از او

بیهوده کوه و دشت و بیابان شتافتیم

گفتیم ترک صحبت ابنای روزگار

مردانه‌وار روی دل از جمله تافتیم

معلوم شد که میکده و خانقه یکی‌ست

این نکته را چو اصل حقیقت شکافتیم

شد عاقبت کفن به تن آن جامه‌ای که ما

از پود مهر و تار وفای تو بافتیم

یک ره عدم شدیم پس از مشرق وجود

خورشیدوار بر همه آفاق تافتیم

وحدت اگر چه در سخن سفته‌ای ولیک

کوتاه کن که قافیه دیگر نیافتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸گفتگوی زاهد از علم است و ظن
  2. شمارهٔ ۴۹خیز و رو آور به معراج یقین
  3. شمارهٔ ۵۰ز خود گذشتم و گشتم ز پای تا سر او
  4. شمارهٔ ۵۱به عقل غره مشو تند پا منه در راه
  5. شمارهٔ ۵۲از آن می شفقی رنگ یک دو جامم ده
  6. شمارهٔ ۵۳رخی چو لاله و زلفی چو مشک تر داری
  7. شمارهٔ ۵۴یا شب افغان شبی یا سحر آه سحری
  8. شمارهٔ ۵۵ز نام بهره نبردیم غیر بدنامی
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.