پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹

خیز و رو آور به معراج یقین

بی براق و رفرف و روح‌الامین

نیستی معراج مردان خداست

نیست معراج حقیقت غیر از این

سرنوشت عاشقان یکسر بلاست

عشق شد با درد و با محنت قرین

در حقیقت جمع آب و آتش است

لاف عشق و آگهی از کفر و دین

دست زن بر دامن دیوانگی

دور کن از خویش عقل دوربین

دیده خودبین خدابین کی شود

گفتمت رمزی برو خود را مبین

دل در آن چاه زنخدان پا نهاد

شد فلاطون محبت خم‌نشین

عاشق آن باشد که نشناسد ز هم

جنگ و صلح و لطف و قهر و مهر و کین

بی تو باشد عاشقان را صبح و شام

ناله جانسوز و آه آتشین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱به عقل غره مشو تند پا منه در راه
  2. شمارهٔ ۵۲از آن می شفقی رنگ یک دو جامم ده
  3. شمارهٔ ۵۳رخی چو لاله و زلفی چو مشک تر داری
  4. شمارهٔ ۵۴یا شب افغان شبی یا سحر آه سحری
  5. شمارهٔ ۵۵ز نام بهره نبردیم غیر بدنامی
  6. شمارهٔ ۵۶یار اگر با ما ز راه لطف بنشیند دمی
  7. شمارهٔ ۵۷صحبت دوستان روحانی
  8. شمارهٔ ۵۸رسید موسم پیری گذشت دور جوانی
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.