پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

یا شب افغان شبی یا سحر آه سحری

می‌کند زین دو یکی در دل جانان اثری

خرم آن روز که از این قفس تن برهم

به هوای سر کویت بزنم بال و پری

در هوای تو به بی پا و سری شهره شدم

یافتم در سر کوی تو عجب پا و سری

آنچه خود داشتم اندر سر سوادی تو رفت

حالیا بر سر راهت منم و چشم تری

سال‌ها حلقه زدم بر در میخانه عشق

تا به روی دلم از غیب گشودند دری

هرکه در مزرع دل تخم محبت نفشاند

جز ندامت نبود عاقبت او را ثمری

خبر اهل خرابات مپرسید از من

زان که امروز من از خویش ندارم خبری

از همه چیز گذشتم که ببینم رخ دوست

وحدت آن روز که کردم سر گویش گذری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶یار اگر با ما ز راه لطف بنشیند دمی
  2. شمارهٔ ۵۷صحبت دوستان روحانی
  3. شمارهٔ ۵۸رسید موسم پیری گذشت دور جوانی
  4. شمارهٔ ۵۹به من فرمود پیر راه بینی
  5. شمارهٔ ۶۰یاس را هرگز مباد ای دوست در دل ره دهی
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.