پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

ز خود گذشتم و گشتم ز پای تا سر او

شد از میان منی و جلوه کرد نحن هو

من از میان چو شدم دوست در میان آمد

مه آشکار شود ابر چون شود یک سو

ز یمن عشق شبم را نمود چون شب عید

هلال‌وار چو بنمود گوشه ابرو

بیا بیا که ز یاد تو آنچنان مستم

که مست می‌شود از من شراب و جام و سبو

به خویش هرچه نظر می‌کنم تو می‌بینم

که خالی از تو نبینم به خویش یکسر مو

فضای سینه شد از سر غیب مالامال

ولی به کس نتوان گفت رازهای مگو

به حسن خلق بیارای خود که ره ندهند

به کوی دوست کسی را که نیست خلق نکو

به نیش هجر گرت سینه چاک گشته منال

که عاقبت شود از رشته وصال رفو

بیان عشق ز یک نکته بیشتر نبود

رضای دوست چو خواهی مراد خویش مجو

حقیقت ار طلبی خواجه در طریقت کوش

ولی خلاف شریعت مپوی یکسر مو

قدم ز وادی کثرت کسی نهد بیرون

که سوی کعبه وحدت چو وحدت آرد رو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲از آن می شفقی رنگ یک دو جامم ده
  2. شمارهٔ ۵۳رخی چو لاله و زلفی چو مشک تر داری
  3. شمارهٔ ۵۴یا شب افغان شبی یا سحر آه سحری
  4. شمارهٔ ۵۵ز نام بهره نبردیم غیر بدنامی
  5. شمارهٔ ۵۶یار اگر با ما ز راه لطف بنشیند دمی
  6. شمارهٔ ۵۷صحبت دوستان روحانی
  7. شمارهٔ ۵۸رسید موسم پیری گذشت دور جوانی
  8. شمارهٔ ۵۹به من فرمود پیر راه بینی
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.