پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷

دی مغبچه‌ای گفت که ما مظهر یاریم

سر تا به قدم آینهٔ روی نگاریم

ما نقطه پرگار وجودیم ولیکن

گاهی به میان اندر و گاهی به کناریم

ما سرّ انالحق به جهان فاش نمودیم

منصورصفت رقص‌کنان بر سر داریم

ما بار به سر منزل مقصود رساندیم

ای خواجه دگر اشتر بگسسته مهاریم

در هیچ قطاری دگر ای قافله‌سالار

ما را نتوان یافت که بیرون ز قطاریم

تا باد به هم بر زند آن زلف پریشان

آشفته و سرگشته و بی‌صبر و قراریم

تا در چمن‌ِ حسن‌، گل‌ِ روی تو بشکفت

شوریده و شیدا و پریشان چو هَزاریم

چون در نظر دوست عزیزیم‌، غمی نیست

هرچند که در چشم خلایق همه خواریم

وحدت‌صفت از نشئهٔ صهبای محبت

مستیم ولی بی‌خبر از رنج خماریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹خیز و رو آور به معراج یقین
  2. شمارهٔ ۵۰ز خود گذشتم و گشتم ز پای تا سر او
  3. شمارهٔ ۵۱به عقل غره مشو تند پا منه در راه
  4. شمارهٔ ۵۲از آن می شفقی رنگ یک دو جامم ده
  5. شمارهٔ ۵۳رخی چو لاله و زلفی چو مشک تر داری
  6. شمارهٔ ۵۴یا شب افغان شبی یا سحر آه سحری
  7. شمارهٔ ۵۵ز نام بهره نبردیم غیر بدنامی
  8. شمارهٔ ۵۶یار اگر با ما ز راه لطف بنشیند دمی
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.