پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵

منت خدای را که خدا را شناختیم

در ملک دل لوای طرب برفراختیم

از جان شدیم بر در دل حلقه‌سان مقیم

تا راه و رسم منزل جانان شناختیم

راضی ز جان و دل به رضای خدا شدیم

با خوب و زشت و نیک و بد خلق ساختیم

ای خواجه ما به همرهی عشق سال‌ها

مردانه‌وار بر سپه عقل تاختیم

رستیم خود ز ششدر این چرخ مهره‌باز

تا نرد عشق از دل و جان با تو باختیم

زر شد ز کیمیای تو ما را مس وجود

تن را به نار عشق تو یکجا گداختیم

وحدت ز یمن عشق به شاهی رسیده‌ایم

یعنی گدای درگه شاهان نواختیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷دی مغبچه‌ای گفت که ما مظهر یاریم
  2. شمارهٔ ۴۸گفتگوی زاهد از علم است و ظن
  3. شمارهٔ ۴۹خیز و رو آور به معراج یقین
  4. شمارهٔ ۵۰ز خود گذشتم و گشتم ز پای تا سر او
  5. شمارهٔ ۵۱به عقل غره مشو تند پا منه در راه
  6. شمارهٔ ۵۲از آن می شفقی رنگ یک دو جامم ده
  7. شمارهٔ ۵۳رخی چو لاله و زلفی چو مشک تر داری
  8. شمارهٔ ۵۴یا شب افغان شبی یا سحر آه سحری
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.