پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

ما سال‌ها مجاور میخانه بوده‌ایم

روز و شبان به خاک درش جبهه سوده‌ایم

با رخش صبر وادی لا را سپرده‌ایم

اندر فضای منزل الّا غنوده‌ایم

پا از گلیم کثرت دنیا کشیده‌ایم

خود تکیه ما به بالش وحدت نموده‌ایم

با صیقل ریاضت از آیینه ضمیر

گرد خودی و زنگ دویی را زدوده‌ایم

زاهد برو که نغمه منصوری از ازل

ما بر فراز دار فنا خوش سروده‌ایم

بهر قبول خاطر خاصان بزم دوست

کاهیده‌ایم از تن و بر جان فزوده‌ایم

نادیده‌ایی چند ز دلدار دیده‌ایم

نشنیده‌ایی چند ز جانان شنوده‌ایم

تا رخت جان به سایه سروی کشیده‌ایم

صد جوی خون ز دیده به دامن گشوده‌ایم

گوی سعادت از سر میدان معرفت

وحدت به صَولَجان ریاضت ربوده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶با توسن خیال به هر سو شتافتیم
  2. شمارهٔ ۴۷دی مغبچه‌ای گفت که ما مظهر یاریم
  3. شمارهٔ ۴۸گفتگوی زاهد از علم است و ظن
  4. شمارهٔ ۴۹خیز و رو آور به معراج یقین
  5. شمارهٔ ۵۰ز خود گذشتم و گشتم ز پای تا سر او
  6. شمارهٔ ۵۱به عقل غره مشو تند پا منه در راه
  7. شمارهٔ ۵۲از آن می شفقی رنگ یک دو جامم ده
  8. شمارهٔ ۵۳رخی چو لاله و زلفی چو مشک تر داری
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.