پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

تا چند سرگران ز مدار جهان شوم

تا چند از مدار جهان سرگران شوم

در بین ما و دوست به جز خود حجاب نیست

آن به که بگذرم ز خود و از میان شوم

زندان تن گذارم و این خاکدان دون

در اوج عرش یوسف کنعان جان شوم

از خاکیان و صحبت ایشان دلم گرفت

یک چند نیز هم‌نفس قدسیان شوم

با طایران گلشن قرب جلال دوست

این دامگه گذارم و هم‌آشیان شوم

سودی نبخشدم سخن واعظ و فقیه

تا چند سال و مه ز پی این و آن شوم

آن به که نشنوم سخن این و آن به گوش

وز چاکران حلقه پیر مغان شوم

شاید بدین سبب کندم بخت یاوری

در بزم دوست محرم راز نهان شوم

وحدت حبیب گر بخرامد به باغ حسن

با گوهر سخن به رهش درفشان شوم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵منت خدای را که خدا را شناختیم
  2. شمارهٔ ۴۶با توسن خیال به هر سو شتافتیم
  3. شمارهٔ ۴۷دی مغبچه‌ای گفت که ما مظهر یاریم
  4. شمارهٔ ۴۸گفتگوی زاهد از علم است و ظن
  5. شمارهٔ ۴۹خیز و رو آور به معراج یقین
  6. شمارهٔ ۵۰ز خود گذشتم و گشتم ز پای تا سر او
  7. شمارهٔ ۵۱به عقل غره مشو تند پا منه در راه
  8. شمارهٔ ۵۲از آن می شفقی رنگ یک دو جامم ده
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.